تبليغاتX
آشفتگی ها

پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بودیاد باد آن صحبت شب​ها که با نوشین لبانپیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشنداز دم صبح ازل تا آخر شام ابدسایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شدحسن مه رویان مجلس گر چه دل می​برد و دینبر در شاهم گدایی نکته​ای در کار کردرشته تسبیح اگر بگسست معذورم بداردر شب قدر ار صبوحی کرده​ام عیبم مکنشعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد مهرورزی تو با ما شهره آفاق بودبحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بودمنظر چشم مرا ابروی جانان طاق بوددوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بودما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بودبحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بودگفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بوددستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بودسرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بوددفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 9:13 توسط آشفته |

 

چقدر دلم معادلات دیفرانسیل یا یه کم فیزیک جات + الگوریتم کوتاهترین مسیر همیشه مسیر مستقیم است و الزاما کوتاهترین مسیر همیشه بهترین مسیرمستقیم بدون چاله و چوله  الف )هست   ب) نیست   ج) الف و ب    د) هیچکدام و حل مسائل نرخ ارسال بی سیم و با سیم و یا نیم سیمدار و نیم بیسیم درمحیط با فشار اتمسفر که یادم نمیاد در ارتفاع بیشتر بود یا کمتر که آب از دماغ یا دماق ما جاری میشد و خنده های از ته دل در تنهایی نه خیلی تنها... بعد از اختلاط با اعداد مختلط در پس کوچه های ذهنم با تصاویر واضح و خیلی روشن با مادون قرمز بدون مانع در مسیر مستقیم بدون محدودیت یا خیلی فرقی نمیکنه همین  استاندارد ۸۰۲ خودمون با زیر شاخه هاش با مانع در هر مسیر کج و معوج دلخواه با محدودیت و یا هر فرکانسی که تو بگی می خواد ... در حال حاضر هم که در میدان دید ما نیستی فقط با صدای بلند بگو که خشکی میبینی حتی از موتورخانه ...

الف) فروردین همه چی درست میشه ؟

ب) فروردین هیچی درست نمیشه ؟

ج) اردیبهشت همه چی درست میشه ؟

د) اردیبهشت دست کم یه چیزایی درست میشه ؟

ه ) خرداد هیچ اتفاقی نمیافته ؟

و) خرداد همه چی خراب میشه ؟

....

ی) من بالاخره خوب میشم ؟

ی۲) همه چی از این که هست خرابتر میشه ؟؟

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 10:48 توسط آشفته |

 

 

 

از وقتی عاشق یه دختر جوون شد دیگه به من نگفت تو مثل دخترم می مونی ...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 14:43 توسط آشفته |

 

به اسفند که میرسم :

وای که چقدر کار ناتموم دارم که انجام بدم . کی میخواد این همه کارو تو این یه ماه انجام بده .

کاش این یه ماه اندازه تموم سال کش میومد . بدو بدو دیر شد ....

به ۲۰ اسفند که میرسم :

چی میشد این ۹ روز مثه باد میگذشت .

خسته ام واقعا خسته ٬ به خاطر درد بی پولی برای معاش ٬ بی پولی برای خرید شب عید ٬درد ـ سر افکندگی پدر های این سرزمین ٬درد عشق های نافرجام ... دوست داشتن های تو خالی ٬ اضطراب مادران بی پناه پشتیبان٬ غم تنهایی هام ... تشویش دختران تن فروش زیبا ٬ دل شکسته یه مرد که دل و آغوشش یکباره خالی شد به خاطر دستان خالی و هنوز در بهت ... اعتیاد همسایه ٬ مرگ زود هنگام ماهی قرمز قبل از تحویل سال ٬ غم فراموشی ٬نیومدنت مثل همیشه ... دلهره های زن جوان مطلقه از بی سرانجامی .... همه و همه رو دوش منه و باید تا برج حَمَل حملش کنم .انگار باید سال رو با همه اشتباهات ـ من و تو و همه ٬ من به تنهایی تحویل بدم .

اصلا مگه این بار سنگین با تحویل سال ناپدید میشه ؟؟ نمی دونم  شاید نوروز بهانه ای باشه واسه فراموشی کوتاه مدت .

کسی هست که یه کم از سنگینی این بار کم کنه ؟؟

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 11:56 توسط آشفته |

 

- مرده رو دیدی ؟؟

- نه کدوم ؟

-  اوناهاش همون که خیلی مرتب و خوش تیپه

- آها ... حالا دیدمش

- می دونی چی می گفت ؟؟

- چی می گفت ؟

- گفت با مامانم کار داره ؟ بهش گفتم کارشو بگه ولی گفت با خودش کار داره ... خاک برسرم نتونستم یکی مثه اینم پیدا کنم واسه خودم.(شوهر و دو تا بچه داره)  میدونی مامانم چند روز پیش می گفت یه وقت آرایشگاه واسه من بگیر . با صدای بلند می خنده و می گه بهش گفتم آخه چی کارش دارین . گفت شما فقط منو ببرین خونتون .... بهش گفتم بابام خونه است ها گفت هیچ اشکالی نداره ....

-  خوب حالا میخوای چیکار کنی ؟ می بریش ؟

- آره ... چرا که نه. ببینم چیکار داره ...

 

.............. فردا

 

- میدونی مرده چی کار داشت ؟

- نه ؟

- می خواست خانوم داییمو که فوت کرده خواستگاری کنه.. مامانم هم با تیپا پرتش کرد بیرون از خونه .

مرتیکه بی شعور ...

- چرا؟؟

- آخه داغ دلش تازه شد .

 

پ ن : مثه اینکه باید توضیحات رو بیشتر کنم : عرض کنم که مادر این خانم زن دایی این خانم رو بعد از فوت برادر محترمشون یادگاری نگه داشتن و بیچاره احتمالا حق زندگی نداره چون یادگاری برادر مرحومشونه ...( بابام جان  از عنوان پست که معلوم بود )

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 8:24 توسط آشفته |

 

17 جان از لطفت ممنونم به خاطر دعوت

پی نوشت :تا حالا دیده بودین پی نوشت رو اول بذارن .... اینجا ببینین

سیاوش - چوزموری گل گلاب هم مار به همین بازی دعوت کرده که ازش سپاسگذارم .

 

و اینک اصل مطلب :

 

تقریبا همه جور آهنگی گوش میدم به جز رپ مخصوصا این ایرانیا که به نظرم مسخره میاد ...

چند تا از آهنگایی که دوست دارم ایناس البته خیلین ها . الان تو این فازم آخه می دونی فازم تغییر میکنه

 

 

روزی که از تو جداشم   روز مرگ خنده هامه

 

چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم    ای طرفه نگارم

 

تا با غم عشق تو مرا کار افتاد  بیچاره دلم در غم بسیار افتاد

 

دل من سرگشته توست     نفسم آغشته توست  در این شب یلدا چو مهت جویم  ....

 

گفتم ای خوبم به فریادم برس    افتاده ام از پا ولی باور نکردی  گفتم از نامهربان بودن پشیمان میشوی فردا ولی باور نکردی      باور نکردی

 

خوب من حس میکنم   بوی خوب دستاتو     داره انگار میاره قاصدک نامه هاتو    قاصدک دیر نکنی   منو دلگیر نکنی ....

 

یه آهنگم از این شاهرخه خوشم میاد همونی که لعبتی هزار ماشالاه رو خونده استثنائا این یکی قشنگه

چشات از جنس مرغوبه   چقد حال چشات خوبه

 

بعضی وقتام که یه فاز دیگه هستم

 

خوشگلا باید برقصن گوش میدم . بعدشم جو میگیره ناجور و ...

 

خوش به حالت تکه سنگ که نداری دل تنگ     

دل عاشق نداری که بری جاش بذاری

تا با غم بشکننش از چشات خون بباری

خوش به حالت تکه سنگ . خوش به حالت تکه سنگ

 

یه آهنگم هست که میگه

زندانی سیاسی : مادر من آزاد شدم     پسرم تو آزاد شدی ...

 

فاز های دیگه هم دارم

 

 

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره   کلا آهنگای فروغی

 

اگه مردای تو قصه بدونن که اینجایی   برای بردن تو با اسب بالدار میتازن

من نیازم تورو هر روز دیدنه     از لبت دوست دارم شنیدنه ( یاد شهرام افتادم – مغز متفکر و  ته  مرام وقتی

کارت گیرکرده – یادم باشه تماس بگیرم ببینم زنده س یا زنده س  )

 

جمعه ها خون جای بارون میباره ...

 راستی آهنگای سیمین غانم رو هم خیلی دوست دارم .

 

هر کی دوست داره این بازی رو ادامه بده دعوت میکنم

 

 

پی نوشت :( این یکی دیکه ...) : هر دم از این باغ بری می رسد      تازه تر از تازه تری می رسد

اینجا رو ببینید تا کوفتتون بشه هر چی امروز خندیدین ( البته ببخشیدا ....)

 

دلتون شاد

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 10:30 توسط آشفته |

 

از جلوی آموزشگاه که رد می شم خودمو می زنم به اون راه . سرمو بر می گردونم که یادم نیافته که چند ماهه که ساز رو تو دستم هم نگرفتم ... ولی نمیشه . صدای تنبورت می پیچه توی گوشم... یادم میاد که داد میزدی سرم با اون صدای گرفته ات :

- مگه نگفتم کوک سازو تغییر نده ...

- مگه چی میشه خوب بلدم که !!

- اگه بلدی دیگه این طرفا نبینمتا

- نه نه غلط کردم من هیچی بلد نیستم .

- دفعه آخرت باشه ببینم این پرده ها رو جا بجا کردی .

- باشه باشه تو فقط عصبانی نشو که ازت می ترسم

- خوب شروع کن ببینم چی کار کردی ؟؟

و من گند میزدم. نه به خاطر اینکه تمرین نکرده بودم نه ...

به خاطر اینکه نگاهت می لغزید ازروی صورتم و به دستهام که می رسید ثابت میشد  .

 می لرزید دستهام و دلم

- این چه وضعیه ... مگه تمرین نکردی

- گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم       چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی به اضافه هوش از سر و می خندم

- همه خوشدل آنکه مطرب بزند به تار چنگی     من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی

- نمیشه کلاس آواز بذاری برام ؟؟

- با این صدام ؟؟

یادم میاد که خیلی سیگار میکشیدی . یادم میاد که هیچوقت بهت نگفتم که هر کی سیگاربکشه حالم بد میشه از بوی دود ولی عاشق بوی سیگار و عطریم  که به هم میپیچه و به مشامم میرسه وقتی با تو هستم . وقتی با تو بودم ....

 

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 8:44 توسط آشفته |

 اصلا تقصیر ما نبود . آقا ما مبارزه بدون سلاحو تازه تموم کردیم آقا . ما فقط رفته بودیم با سلاح ثبت نام کنیم آقا که دیدیم یه دسته خانوم خوشگل دارن اونجا عربی می رقصن آقا. تازه فهمیدیم یه جور دیگه هم میشه زندگی کرد آقا . راستش آقا دو جلسه هم رفتیم یه چیزایی یاد گرفتیم آقا . میخواید براتون... هیچی آقا اصلا ما نبودیم ...

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 10:26 توسط آشفته |

ظرافت درک یک رابطه به لطافت لمس بالهای پروانه ایست که اگر ندانی چه جنس لطیفی را در میان انگشتان به اسارت گرفته ای تنها اثری از رنگ بر پوستت باقی می ماند و توانایی پرواز یک موجود آزاد را تا آخر عمرش خواهی گرفت .

آشفته

Home
Email
Night Skin